تبليغاتX
گروه آرش

گروه آرش

داستان ترس عاشقان

گریه شمع

گریه شمع

وقتی از عشقم و از اتفاقی برام افتاد

و حرف هایی که پشتم زدن برای شمع گفتم

دیدم شمع داره واسم گریه میکنه

اینه زندگی من حتی شعله شمع هم

تحمل شنیدن حرفامو نداشت که

بخاطر اینکه عشقمو ازم بگیرن

چیکار کردن ولی

.........................

+ نوشته شده در  شنبه 27 شهریور1389ساعت 14:20  توسط انصار  | 

زنجیر

زنجیر یادگاریتزنجیری که با دستات به گردنم بستی هنوز داره با هر نگاه بهش اعذابم میده

دوست دارم بخدا

آخه با چه زبونی بگم

 

     دوست دارم

+ نوشته شده در  شنبه 27 شهریور1389ساعت 13:58  توسط انصار  | 

عشق

+ نوشته شده در  شنبه 27 شهریور1389ساعت 10:10  توسط انصار  | 

کابوس شب هام

چیزی شبیه زندگی داره

دستامو تو دست تو میزاره

باز عشق این کابوس رویایی

دست از سر من بر نمیداره

مهتاب چشمات آسمون گیره

وقتی میای غم از دلم میره

محتاجتم پاشو همین حالا

فردابرای اومدن دیره

درکم کن این دیوونگی سخته

باتو خیالم از خودم تخته

شایدمیدونی اما باور کن هرکی که با تو باشه خوشبخته

جز من به هر دیوونه ایی شک کن اسم منو رو لبت هک کن

اسم منو بخاطرت بسپار تردیدو از دنیایمن دک کن

 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه 11 شهریور1389ساعت 16:0  توسط انصار  | 

آدامس سیب

سیب قرمز

نمیدونم چرا هنوز یاد تو می افتم که با هر قطر اشکت منم مثله تو آشفتم

نمیدونم چرا منم مثله تو بی تابم شب هایی که تو بیداری به یاد تو نمی خوابم

+ نوشته شده در  سه شنبه 26 مرداد1389ساعت 9:40  توسط انصار  | 

خواب

+ نوشته شده در  سه شنبه 26 مرداد1389ساعت 9:32  توسط انصار  | 

نفرین

ارزش نفرین نداری

فقط برو نبینمت

یه گله هرزه بودی برو تا هر کی میخواد بچیندد

آخرشم مرگ تو رو میبینمو آروم میشم

داغی گذاشتی رو دلم تا عمر دارم عاشق نشم

خدا کنه یکی بیادکه عاشق تو نباشه

خدا کنه دلش بیاد نمک به زخمات بپاشه

خدا کنه که آه من بسوزه هستی تورو

دلم میخواد نبیمت تورو خدا بزار برو

وقتی تو رو یادم میاد اشک تو چشام حلقه میشه

کاشکی تو هم یه روز بیاد عشقت ازت جدا بشه

خدا کنه سرت بیاد هرچی بدی کردی به من

خدا کنه که دامنت بگیره نفرین های من

تورو خدا بزار برو.................................

+ نوشته شده در  پنجشنبه 7 مرداد1389ساعت 13:34  توسط انصار  | 

بی قراری دلم

اگه خاکم اگه سنگم اگه دلتنگم

باخودم با تو این فاصله میجنگم

اگه کابوس اگه رویا اگه دیوانم

تورو تنها تورو میبارم

اگه رودم باتو بودم به تو دل بستم

من از این مرگ من از این تو از همه خستم

اگه بغضم اگه گریه اگه میباره

کی میدونست سر رو دوشه کی میزارم

تب سردو تب دردو من شب گردو کی میدونه کی میفهمه حاله این مردو

گلو پرپر کن عزیزم چشامو تر کن منو باور کن

ای خدای نفس های منه  سرگردون به همون روز تولد منو برگردون

راستی الان عزیزه من

سرت رو شونه کیه

صدای خنده های تو الان تو خونه کیه

روزای خوبه زندگیم

تمومش صرف تو شد

می گفتی روحمون جداست آخرش حرف تو شد

+ نوشته شده در  دوشنبه 4 مرداد1389ساعت 11:20  توسط انصار  | 

روزگار

توی صحنه غریب زندگی       هممون در نقش یه بازیگریم

با همیم تو بازیای روزگار       از درون هم ولی بی خبریم

بی خبریم...

زندگی تولد یه خاطرست       انگاری شروع یک نمایشه

کاشکی از دنیا و این خاطره ها       سهم ما تمام خوبیا بشه

توی پشت صحنه ی دنیای ما       خوبی و بدی می مونه یادگار

زندگی برای ما یه خاطرست       از تمام قصه های روزگار

از تمام قصه های روزگار ...

بهتره به قلبامون دروغ نگیم       زندگی هر طور که باشه میگذره

من و تو مسافریم تو این روزا       مثل خورشید تو نگاه پنجره

هممون پشت نگاه صورتک       همیشه از صب(ح) تا شب قایم میشیم

واسه پنهون کردن گریه هامون       روی قلب و روحمون خط می کشیم

اگه باز از روزگار دلت گرفت       لحظه ها، ثانیه ها ابری شدن

بیا با من، بیا من ...                   بیا با من، بیا با من...

توی پشت صحنه ی دنیای ما       خوبی و بدی می مونه یادگار

زندگی برای ما یه خاطرست       از تمام قصه های روزگار

+ نوشته شده در  یکشنبه 27 تیر1389ساعت 11:22  توسط انصار  | 

زنجیر یادگاری 23

زنجیر یادگاری مثله طناب داره کم کم داره میکشدم جونمو در میاره

خودت میدونی دلم اثیره بوی عطر تو همینجا ها ژیچیده

زنجیرت برام مونده یه یادگاری بعد توهمش دارم بی قراری

بیاد سیب قرمز


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه 22 تیر1389ساعت 11:26  توسط انصار  | 

از دسته تو

اگه فاصله افتاده اگه من با خودم سردم

تو کاری با دلم  کردی که فکرشم نمیکردم چه آسون دل بریدی از دلی که پای تو گیره

که از این بدتر هم باشی واسه تو نفسشم  میده

نمیترسم اگه گاهی دعامون بی اثر میشه

همیشه لحظه آخر خدا نزدیکتر میشه

تورو دسته خودش دادم که از حالم خبر داره که حتی از تو چشماشو یه لحظه بر نمیداره

تو امید منی اما داری از دست من میری

با دستای خودت داری همه هستیمو میگیری

دعا کردم تورو بازهم با چشمی که نخوابیده مگه میزاره دل تنگی مگه گریه امون میده

مریضم کرده تنهایی ببین حالم پریشونه من اونقدر اشک میریزم که برگردی به این خونه

حسابش رفته از دستم شب هایی که نخوابیدم

شاید از گریه خوابم برد در ها رو باز میزارم

 

+ نوشته شده در  سه شنبه 15 تیر1389ساعت 14:54  توسط انصار  | 

دل از همه چی

چه ساده پریدو دلمو شکست

برای برگشتت دیگه دیره.........


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه 30 خرداد1389ساعت 9:42  توسط انصار  | 

عشق بچگیم..........

یه روز تو زندگیم بودی همینجا روبروم بودی

اما آرزوم نبودی

فکر میکردم از آسمون باید بیاد یه روزی اون تا آرزوم بشه اون

یه اشتباهی کردمو دله تورو شکستمو نمیبخشم خودمو

حالا پشیمون شدمو میخوام تو باشی پیشمو حق داری نبخشیدم

شرمندتم که ستاره داشتمو دنبال اون میگشتمو

شاکی از این بودم که من ستاره ندارم

ستاره بود تو مشتم تکیه میداد به پشتم احساسشو میکشتم

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه 28 خرداد1389ساعت 18:10  توسط انصار  | 

دستام

دستمو ول نکن هنوز

بدجوری من دوست دارم

نگو دیگه میون راه میرمو تنهات میزارم

یه ذره از نگاه تو مونده تو چشم های ساده چشم به راه من

بزار دستاتو تو دستام

با من بیا ای یار من

 ای همدم دل پاک من

تورو دوست دارم مثله حس دوباره تولدت

تورو دوست دارم وقتی میگذری همیشه از خودت

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه 28 خرداد1389ساعت 12:44  توسط انصار  | 

شکست

خدایا کمکم کن خودمو پیدا کنم

خدایا دارم بدجوری داغون میشم

خدایا منم جوونم و بنده تو

منم آرزو دارم مثله عاشق های دیگه

منم دوست دارم به آرزو هام برسم

آخه گناه من چیه که نمیتونم غم هامو فراموش کنم

خدایا منم دوست دارم دستشو بگیرم

دوست دارم برم زیر بارون

خدایا خیلی آرزو ها دارم خیلی خیلی

ولی میگن فقط باید یکی رو انتخاب کنی

پس تنها انتخاب من اینهبهش برسم

خدایا کمکم کن

خدایا من بدون اون نمیتونم زندگی کنم

الاناشم دارم دیوونه میشم

هر لحظه هر جا هر صدا که میاد

حس میکنم روبرومی صدام میزنی نگام میکنی

هنوز اون نگات بدجوری منو دیوونه کرد

دوست دارم ........


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه 28 خرداد1389ساعت 9:55  توسط انصار  | 

بی وفا.... $

بی وفا عشق من

بخدا اشک من میمونه رو گونه هام تا بیای پیش من

رفتیو بعد تو چه زجری کشیدم

هنوز تار موهاتو به دنیا نمیدم

تورو به خاطراتمان منو بی خبر نزار

تورو به اشکمون قسم منو چشم به در نزار

باشه میرم از پیشت خداحافظ عشق من

ببخش که رو نامه هام باز چکید اشک من

دلت موندنی نبود خداحافظ عشق من

حالا که نموندی بگو از من چی دیدی

چه ساده نشستی چه ساده پریدی

بغضمو وقته جدایی هی نگه داشتم به سختی

حتی  واسه دلخوشی من دست تکون ندادی رفتی

پس بزار رو ماهتو دمه آخر نگاه کنم

سخته با خاطراتمون با دل خون نگات کنم

وقته رفتنت نبود خداحافظ عشق من

دلت میشکنه یه روز میدونی قدر اشک من

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه 26 خرداد1389ساعت 23:37  توسط انصار  | 

احساسم .......

زندگي آرام است مثل ارامش يك

 

 خواب بلند

زندگي شيرين است مثل شيريني يك

 

 روزقشنگ

زندگي رويايي است مثل روياي

 

يكي كودك ناز

زندگي زيبا است مثل زيبايي يك

 

 غنچه ي باز

زندگي تك تك اين ساعت

 

 هاست...زندگي چرخش اين عقربه

 

هاست

زندگي راز دل مادر من ..زندگي

 

 گرمي دست پدر است..زندگي مثل

 زمان در گذر است..


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه 26 خرداد1389ساعت 20:1  توسط انصار  | 

دارم از ...............

 زندگي ...

زندگي آرام است مثل ارامش يك خواب بلند

زندگي شيرين است مثل شيريني يك روزقشنگ

زندگي رويايي است مثل روياي يكي كودك ناز

زندگي زيبا است مثل زيبايي يك غنچه ي باز

زندگي تك تك اين ساعت هاست...زندگي چرخش اين عقربه هاست

زندگي راز دل مادر من ..زندگي گرمي دست پدر است..زندگي مثل زمان در گذر است..


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه 26 خرداد1389ساعت 20:0  توسط انصار  | 

عشق من

 

بگذارعشق خاصیت تو باشد

از خدا پرسيدم:خدايا چطور مي توان بهتر زندگي کرد؟
 
خدا جواب داد

گذشته ات را بدون هيچ تاسفي بپذير، با اعتماد زمان حال ات را بگذران و

بدون ترس براي آينده آماده شو. ايمان را نگهدار و ترس را به گوشه اي انداز .

شک هايت را باور نکن و هيچگاه به باورهايت شک نکن.

زندگي شگفت انگيز است فقط اگربدانيد که چطور زندگي کنيد

مهم این نیست که قشنگ باشی، قشنگ اینه که مهم باشی! حتی برای یک نفر

مهم نیست شیر باشی یا آهو مهم این است با تمام. توان شروع به دویدن کنی .
 
كوچك باش و عاشق.. كه عشق می داند آئین بزرگ كردنت را

بگذارعشق خاصیت تو باشد نه رابطه خاص تو باکسی

 
موفقيت پيش رفتن است نه به نقطه ي پايان رسيدن

فرقى نمي كند گودال آب كوچكى باشى يا درياى بيكران... زلال كه باشى، آسمان در توست


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه 23 خرداد1389ساعت 15:42  توسط انصار  | 

دوستت دارم

تو موهات رنگ طلا چشای تو دریاست

صورتت مثله گله لاله صحراست

خیلی وقت میخوامت لینو خودت خوب میدونی دله من عاشقشی

یه وجب بچه بودیم خونتون اومد خونمون

با من هم بازی شدی حرف قدیماست عزیزم

همش ما با هم بودیم هیچکسی حرفی نمیزد

ولی حالا نمیزارن کار دل عزیزم

یه کلام کوچیک کلام از همه بالاست عزیزم

من دیگه حوصله ندارم مگه صبرم چقدره

بگو آخه چی میشه با همدیگه حرف بزنیم

آخره دنیا میشه هی از اون حرفاست گلکم

ننمم فهمیده همدیگه رو دوست داریم

من دیگه حوصله ندارم مگه صبرم چقدره

 

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه 21 خرداد1389ساعت 14:5  توسط انصار  | 

تنهای تنها بودم ولی ....

میرم باشه میرم

میرم تو تنهایی هام بمیرم

بی تو بی تو تو زندون خیال تو اسیرم

دیره دیره دیگه اون که میگفت دوسم داره داره میره

شاید روزی بفهمه دلم بی اون داره میمیره

ای کاش من میفهمیدم حرف های تو همش دروغ

افسوس از دست روزگار پیش منه اما دلت شلوغه

خستم خیلی خستم تو رفتیو چه بی صدا شکستم

سوختم آره سوختم دل به نگاه غریبه ها بستم

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه 20 خرداد1389ساعت 11:40  توسط انصار  | 

تقدیم به عشق

خداحافظ دل بی کس تنها

داره آروم آروم میره از یادت

اگه دله تو بمونه تو غم هام فقط گریه میشه کارت

بگو تنها نمیزاری بمونم

دوست دارم تورو بیشتر از جونم

اگه رفتی بدون میمیرم

میمیره دله دیوونه ام

گله من تو برو دیگه غصه نخورواسه من

دیگه گریه نکن واسه این دل بی کس من

گله من جونم واسه عشق تو داغونم

قلب منم به تو بد نکرد

رفتی دیگه بر نگشت

خونه بی تو سرد سرد

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه 20 خرداد1389ساعت 10:37  توسط انصار  | 

یه کمک

از دوستانی که به وبلاگ گروه آرش سر میزنن ممنون میشم که آهنگ اندی با متن سوگلی از راه بیا رو برام بفرستن منتظرم
+ نوشته شده در  پنجشنبه 20 خرداد1389ساعت 0:37  توسط انصار  | 

خوشی عشق به سختیش

خدایا من اون روز که اومد گفت بهت کمکم کن که بتونم جلوی خودمو بگیرم

ولی اون اومد من نتونستم فقط همون لحظه اول که نگاه کردم دل لرزید و عشق جدیدم شروع شد

گرچه من از اوعشق وعاشقی خیری ندیدم

ولی دوست دارم منو در این عشق یاری کنی فقط میخوام بهش برسم

اون لحظه ایی که نگاهم به نگاهش افتاد

نه تنها دل لرزید بلکه تمام بدن لرزید

با خودم گفتم من که از عشق خیری ندیدم

باید جلوی خودمو بگیرم

ولی وقتی نگاهها زیاد شد

دیگه نتونستم جلوی خودمو بگیرم

همون شب دیوونش شدم

و وقتی ازهم جدا شدیم داشتم دیوونه میشدم

گفتم کاش این لحظه همیشه تکرار بشه

الان هرجا رو نگاه میکنم اونو میبینم حتی چشامو میبندم

مدتی بود با خودم گفتم نباید عاشق بشم

چون از عشق قبلیم شکست بدی خوردم

شکستی که حتی رو اطرافیانم اثر گذاشت

خدایا منو کمک کن

خدایا مگه نمیگن بنده ات چه خوب باشه یا بد

حق داره یه آروزش بر آورده بشه

آرزو من اینه اون داشته باشم همیشه در کنارم

+ نوشته شده در  چهارشنبه 19 خرداد1389ساعت 23:59  توسط انصار  | 

تمام قانون های زندگی

قانون یكم: به شما جسمی داده می‌شود. چه جسمتان را دوست داشته یا از آن متنفر باشید، باید بدانید كه در طول زندگی در دنیای خاكی با شماست.
قانون دوم: با دوستان مواجه می‌شوید، در مدرسه‌ای غیر رسمی و تمام وقت نام‌نویسی كرده‌اید كه "زندگی" نام دارد. در این مدرسه هر روز فرصت یادگیری دروس را دارید. چه این درس‌ها را دوست داشته باشید چه از آن بدتان بیاید، باید به عنوان بخشی از برنامه آموزشی برایشان طرح‌ریزی كنید.
قانون سوم: اشتباه وجود ندارد، تنها درس است. رشد فرآیند آزمایش است، یك سلسله دادرسی، خطا و پیروزی‌های گهگاهی، آزمایش‌های ناكام نیز به همان اندازه آزمایش‌های موفق بخشی از فرآیند رشد هستند.
قانون چهارم: درس آنقدر تكرار می‌شود تا آموخته شود. درس‌ها در اشكال مختلف آنقدر تكرار می‌شوند، تا آنها را بیاموزید. وقتی آموختید می‌توانید درس بعدی را شروع كنید

قانون پنجم: آموختن پایان ندارد. هیچ بخشی از زندگی نیست كه درسی نباشد. اگر زنده هستید درس‌هایتان را نیز باید بیاموزید.

قانون ششم: جایی بهتر از اینجا و اكنون نیست. وقتی "آنجای" شما یك "اینجا" می‌شود به "آنجایی" می‌رسید كه به نظر از "اینجای" فعلی‌تان بهتر است.

قانون هفتم: دیگران فقط آینه شما هستند. نمی‌توانید از چیزی در دیگران خوشتان بیاید یا بدتان بیاید، مگر آنكه منعكس كننده چیزی باشد كه درباره خودتان می‌پسندید یا از آن بدتان می‌آید

قانون هشتم: انتخاب چگونه زندگی كردن با شماست. همه ابزار و منابع مورد نیاز را در اختیار دارید، این كه با آنها چه می‌كنید، بستگی به خودتان دارد.
قانون نهم: جواب‌هایتان در وجود خودتان است. تنها كاری كه باید بكنید این است كه نگاه كنید، گوش بدهید و اعتماد كنید.
قانون دهم: تمام این‌ها را در بدو تولد فراموش می‌كنید. اگر مشكلات دانستنی‌های درون را از میان بردارید، همه این‌ها را به خاطر خواهید آورد

خدایا...

برای همسایه ای که نان مرا ربود ،نان 

برای دوستی که قلب مرا شکست، مهربانی 

برای آنکه روح مرا آزرد، بخشایش 

و برای خویشتن خویش آگاهی می طلبم


 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 19 خرداد1389ساعت 23:8  توسط انصار  | 

شب 17 خرداد 89

خدایا مگه آدم چند دفعه عاشق میشه یا شاید هم من هنوز عاشق واقعی نشدم

من چند روزه که از یه نگاه دلم بدجوری میلرزه و فقط یه دعا میکنم

خدایا کمکم کن!


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه 19 خرداد1389ساعت 22:26  توسط انصار  | 

شب های سخت

همه شب من چشام به راهه شاید بیایی تو را ببینم

بگم بی تو دارم میمیرم میخوام بیایی ای نازنینم

اشکای من امون نمیده نبودنه تو واسم عذابه

خسته ام من خسته تر از تو این زندگی مثله یه سرابه

اگه یه روز یه پرنده تو قفس بود یاده من باش

حتی عمرت تو یه نفس بود یاده من باش

دل میدم من به این ترانه تو آتنیش حسرتت میسوزم

بیا از این فاصله رد شو من چشم به راهتم هنوزم

نمیشه از تو بگذرم من نمیتونم که تو را نبینم

همه اون خاطرات خوبو تو اون چشای تو من میبینم

 

+ نوشته شده در  یکشنبه 12 اردیبهشت1389ساعت 10:49  توسط انصار  | 

بیاد دیماه 88

تنم از حادثه خسته

دلم از غصه شکسته

یه مسافر غریبم راهیه یه راه دورم

ناجیه شکسته بالم که تواین تنها نشستی

ای که واسه خاطر من دله مردمو نشکستی

پر بقز و گریه بودم تو رسیدی تا بخندم

واسه پیدا کردن تو دل به جاده ها میبندم

راهیه یه کوله بارم کوله بار عشقو بستم دیگه از خودم بریدم

دیگه از آینه خستم تویی کعبه وجودم دوره چشمه تو گشتم

نکن از دلم گلایه باید از تو میگذشتم

میخوام این عشق قشنگو از نگاهت پس بگیرم

نمیخوام مثله پرنده تو این قفس بمیرم

ای نگاه آبی ناز کاش تو مهربون نبودی

میونه اینهمه آدم تویه هم زبون نبودی

لحظه گذشتن از تو آخرین لحظه دیدار

واسه تو از تو گذشتم همینو میگن یه ایثار

+ نوشته شده در  شنبه 11 اردیبهشت1389ساعت 8:56  توسط انصار  | 

انتظار من

دیگه انتظار تمومه

عاشقی با تو حرومه

دلی که زدی شکستیش

بدون که هنوز جوونه

دیگه برام فرقی نداره

بودن یا نبودنه تو

بخدا برام مهم بود زندگی یا خواستنه تو

لیاغته عشق منو میدونم دیگه نداشتی

دوست دارم اینو بفهمی واسه من تو کم میزاشتی

درگذشت تلخ من این بود عمر من به پات بسوزه

دله من رازی نمیشه که به حالت بسوزه

قلبم نمیشکنه دیگه بعد تو

گریم نمیگیره از دسته تو

تو لیاغته عشقمو نداشتی

بخدا تو دوسم نداشتی

نمیخوام بگیرم دیگه دسته تو

گریه نکن دروغه عشقه تو

نمیخوام دیگه تو رو ببینم

نمیسوزه این دلم واسه تو

 

+ نوشته شده در  سه شنبه 7 اردیبهشت1389ساعت 14:31  توسط انصار  | 

این شعر تقدیم به $

فیلم تو سوخته دله من شکسته

بیزارم کردی از این دنیا

یار جدیدت کجاست مبارکت باشه

بنو بساتتو جمع کن از نزدیکم برو

آخه ظالم من چی کم داشتم

اون غریبه چه چیزی داشت بهتر از من

هرچی زجر کشیدم کاشکی به سرت بیاد

با یکی دیگه رفتیو پیشم نموندی

خیانت کردی غرورمو شکستی

من خودم دیدمت رفتیو دستشو گرفتی

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 18 فروردین1389ساعت 9:59  توسط انصار  |